417 •
-
تاریخ: 1405/5/30 ساعت: 16:45
417 • من اينجامشبيه يه بازنده يا يه برنده كه اينقدر خسته است چيزي رو نميبينهنه مدال گردنشو نه بردنشو فقط زل زده به پاهاش كه ناي ايستادن ندارنميلاد چهار ماه پيش بعد ٧سالي كه تو ي زندگيم بود كه ٥سالش عاشقانه كنار هم بوديم براي هميشه رفتاينبار جوري رفت كه باور كنمبا دوست دختر جديدش تو لواسون ديدمشفيلم ...
416 •
-
تاریخ: 1402/8/10 ساعت: 3:45
اينجا خونه ى امنه منهاين بلاگفاىِ عزيزه من كه از وقتي بچه بودم و تو فكراى ديگه، داشتمش تا همين الان كه درگير كار شدم، آينده و زندگىِ ايدالماومد بگم چقدر بزرگ شدم :))كات كردمو حالم خوبه واقعا،روتينمو دارم كه يه باشگاه و كلاس مجسمه سازي داره صداش ميكنه منم با آغوش باز قراره برم سراغش و خودمو بزنم به ا...
415 •
-
تاریخ: 1401/11/6 ساعت: 14:56
٢١ روز گذشته از نبودنشمن اما حتي نميخوام فكرمو درگير كنمتو قلبم بهش ٣٠روز وقت دادم كه برگرده و اگر برنگشت به بابا بگم كه تموم شد و واسه ابد تموم شهكاش برنگردهاين روزا بيشتر ميرسم به حرفاش وقتي ميگف همه چي دوس داشتن نيسراست ميگفتآدمي كه حتي شعور يه تغيير كوچيك رو نداشته باشه و مسئوليت دوس دخترش رو حت...
412 •
-
تاریخ: 1401/4/2 ساعت: 11:31
امروز تولدمهامسال اولين سالي بود كه با پولاي خودم واسه خودم كادو خريدمسلام بيستو چهار سالگي كه مثه سگ ميترسيدم از رسيدنت اما الان نيشم بازهامسال اولين سالي بود كه هيچ تبريك تولدي نگرفتم از همون تبريكا كه يه طومار نوشته اس و يه موزيك همراهش اونم راس ساعت ١٢:)) حتي بعد اين ساعتم پي امي نبود،برعكسه هرس...
413 •
-
تاریخ: 1401/4/2 ساعت: 11:31
خب بذار برات بگم بلاگفاي عزيزمبذار بگم كه حالم چجوريه و چي شده اين مدتاستديو كاراش به بهترين حالت ممكن داره پيش ميره،بذار يكم پز بدم بهت به بدبختي بابا رو راضي كردم كه طراح بياد براي ساخت وسايل و خب قبول كرد^_^البته ٥٠٪u061cاز سود فروش رو مال خودش كرد تا وقتي حسابمون تسويه شه اما قبوله ميرسونمش به ٣...
414 •
-
تاریخ: 1401/4/2 ساعت: 11:31
اولين سفارش:) از روژه راستش بهش عميق فكر كرده بودم و اتفاق افتاد..
369 •
-
تاریخ: 1399/2/17 ساعت: 14:08
قوي باش دختر اون برميگرده ميدونم نابودت كرده اما برميگرده.
370 •
-
تاریخ: 1399/2/17 ساعت: 14:08
مغزه عزيز لطفا گاهي خفه شو و فكره مارو هم بكن. +دلم برات تنگ شده آقاجون خيلي نامردي كه ديگه نيستي.
371 •
-
تاریخ: 1399/2/17 ساعت: 14:08
ميگي چيكا كنم خب؟ حوصله ندارم حوصله خودمم ندارم روزاي عجيب حساي متفاوت با دوز پايين ولم كنيد جدا مخم نميكشه اصن +رابطم به گاس +خودم بگام +اقاجونمو ميخوام +*امير گفته دوسم داشته همه ي اون روزا و اين روزا*
372 •
-
تاریخ: 1399/2/17 ساعت: 14:08
اين روزا شدم شبيه يه فلامينگو كه ديگه بلد نيس پرواز كنه.. +رفته تيريپ،ماش بخوره،مست كنه و ..
366 •
-
تاریخ: 1399/1/6 ساعت: 18:12
چطوري اينقدر درگير بودم كه يادم رفت بنويسم اينجا اين اتفاق مهمو٢٠بهمن٩٨ ما كارگاهه خودمون رو گرفتيم..خيلي شلوغم خيليميدونم همه ي دنيا الان راكدن ولي من دارم زورمو ميزنم +پروردگارا از ما بكش بيرون.
367 •
-
تاریخ: 1399/1/6 ساعت: 18:12
اقاجون مردبهترين پدر بزرگ دنيابراي كروناباورم نميشهمينويسم تا يادم بمونهحست ميكنم خيلي شديدعاشقتمتا ابديت..
368 •
-
تاریخ: 1399/1/6 ساعت: 18:12
هرروز خون گريه ميكنمقلبم هزار تكه است ميفهمي؟آرزوي مرگ ميكنم،تحمل اين روزارو ندارم ديگهتحمل اين زندگي رو ندارم ديگهشبا نميتونم بخوابم،روزا از سر درد دارم ميميرمكتفم گرفته،گردنم،پاهام،قلبم مدام تير ميكشهميفهمي؟:)) قابل فهم هست براي كسي؟نيستبراي هيچكس جز مايي كه حتي نميتونيم باهم حرف بزنيمكز كرديم تو ...
365 •
-
تاریخ: 1398/11/23 ساعت: 9:46
دو روزه ديگه ميشه يك ساليك سال كه تورو دارم:))چقدر خوب بود اين يك سال.. +٢٤ دي بود،حدود ساعت ١١صبحتوي كوچه ي كارگاه وايساده بوديمگفتي ميخوام به چيزي بگم كه بايد تو بغلم باشيبغلم كردي،سرم پايين بود داشتم سكته ميكردمگفتي فك ميكني ميتوني خيلي دوسم داشته باشيگفتي فك ميكني منم ميتونم خيلي دوستت داشته باش...
356 •
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 11:43
عزاداري و غصه بسه براي همه چيزاز امروز خودمو جمع و جور ميكنماين قول و قراره اين هفته با خودم!
357 •
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 11:43
اتاق رو جمع ميكنم و ميرم دانشگاهفردا رو از صبح زود ميشينم پاي كانسپت و قطعا تا شب همه ي كارهاش رو كردمپنج شنبه رو هم خورده ريز كارهامو انجام ميدم و ميرم سراغ كارهاي يكشنبهاينجوري خوبه فكر كنم.
360 •
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 11:43
١٤ روز ديگه تولدمهيني ميخواد چيكا كنه؟اگه خوشحال نشم چيكا كنم؟كاش حداقل كارگاه داشتيم تا اون روز.+دوسش دارم دوسش دارم دوسش دارم.
361 •
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 11:43
داره رانندگي ميكنهزل زدم بهشحرف ميزنهنميشنومنوره چراغ قرمز افتاده توي صورتشقلبم تند ميزنهبه خودش مياد ميبينه زل زدم بهشميخنده ميگه اينجوري نگام نكن عوضينميتونم نگاش نكنمجريان عشق بين ماستفقط توي اين لحظهو فقط پشته همين چراغه مسخره روي ورودي پلعاشقشم همينجا و همين ساعت.
362 •
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 11:43
امروز به اين فكر كردم كه دلم ميخواد باقي عمرمو تو آمريكا زندگي كنمو خب حتما ميرم يه روز.
363 •
-
تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 11:43
دارم ماهو نگا ميكنمدارم انرژيمو ميفرستم براي اوني كه زل زده به ماه و بايد جرقه ي عشقو بفهمهبريد گمشيد اشكاي مزاحمميخوام ماهو ببينم.