امروز تولدمه
امسال اولين سالي بود كه با پولاي خودم واسه خودم كادو خريدم
سلام بيستو چهار سالگي كه مثه سگ ميترسيدم از رسيدنت اما الان نيشم بازه
امسال اولين سالي بود كه هيچ تبريك تولدي نگرفتم از همون تبريكا كه يه طومار نوشته اس و يه موزيك همراهش اونم راس ساعت ١٢:)) حتي بعد اين ساعتم پي امي نبود،برعكسه هرسال كه سر ساعت ١٢گوشيم دينگ دينگ پشت هم پيام ميومدو من نيشم باز ميشد
شايد باورش سخت باشه اما من امشب بخصوص الان خيلي خوشحالم
سرمو اروم گذاشتم روي بالشت
سوتينمو دراوردم و هيچ فشار اضافه اي روي بدنم نيست:))) اولين باره نوشتم سوتين معذب شدم=)))))
هوديمو پوشيدمو لش كردم زير پتو و گفتم خب خب دختر جون حالا وقتشه بنويسي
بنويسي از ٢٣و بعد پرش بدي تا ابد
امسال خيلي سال عجيبي بود يعني ٢٣براي من فقط يه سال از عمرم نبود ٢٣براي من شروع دنيا بود،دنياي واقعي با همه ي كثافت كاريا و كثافت بودناش دنيايي كه خيلي دوسش دارم الان
امسال صميمي ترين دوست(بعد از نرگس)رو از دست دادم،امسال شراكتم رو جدا كردم،امسال تمام آدماي اضافه ي زندگيمو خذف كردم،امسال كارگاه جديدم رو تنهاييييييييي احداث كردم،امسال با پدرم راجب دوس پسرم صحبت كردم،امسال براي خودم ارزش قائل شدم،امسال دست از ترسيدن و دروغاي الكي گفتن برداشتم،امسال براي دوست داشتنم جنگيدم،امسال فهميدم خيلي چيزا اونجوري كه فكر ميكنم نيستن خيلي از آدما اونجوري كه دوست دارن به نظر بيان نيستن،امسال فهميدم براي شروع هركاري حتي با عزيز ترين و مورد اعتماد ترين آدمه زندگيم هم بايد قرار داد بنويسم،امسال مشاورم كارش رو كنار گذاشت و من از مشاوره خدافظي كردم،امسال شاگرد ١٠ام دانشگاه شدم از بين ٨٠و خورده اي دانشجو،امسال تكنيك عملي و تئوري كاريم رو تا ٦٠٪u061cتكميل كردم،امسال خودمو بيشتر دوس داشتم و كمتر خودمو تحقير كردم،امسال من به معناي واقعي بزرگتر شدم و اين به همين سادگيا نيست من پوست انداختم جون دادم له شدم ولي راضيم راضيه راضي..
مرسي ٢٣ واقعا مرسي
اينارو نوشتم تا يادم بمونه همه چيزو
خيلي خوشحالم
مرسي اهنگ unxpected finale somwhere in lisbon
از Evgeny Grinko
منا دوستت دارم و گوره باباي همه گوره بابااااااااي همه
خودتو عشقه
برچسب:
نویسنده: نیکان امینی