خرید بک لینک

درباره سایت

71 •

امکانات وب

417 •

من اينجام

شبيه يه بازنده يا يه برنده كه اينقدر خسته است چيزي رو نميبينه

نه مدال گردنشو نه بردنشو فقط زل زده به پاهاش كه ناي ايستادن ندارن

ميلاد چهار ماه پيش بعد ٧سالي كه تو ي زندگيم بود كه ٥سالش عاشقانه كنار هم بوديم براي هميشه رفت

اينبار جوري رفت كه باور كنم

با دوست دختر جديدش تو لواسون ديدمش

فيلم عكس هاشونو ديدم

امان از عشق

ميسوزونتت

زمين ميزنتت

نابودت ميكنه

ولي بالاخره ميره

شايد باورت نشه انا هنوز عاشقشم،ميدونم تا ابد ديگه قرار نيست باهاش باشم اما فك كنم تا ابد عاشقش بمونم

اون فقط يه دوست پسر نبود برام

اون همه ي زندگيه من بود

من عاشق همه چيزش بودم

بعد از گذشت ٥سال مثل روزاي اول برام جذاب بود

نگاهش ديوونم ميكرد

بوش جوري مستم ميكرد كه رو زمين نبودم

بغلش

بغلش بهترين جاي دنيا بود

نميدونم اسمش تقديره سرنوشته يا چي اما اين ادم عشق اول من بود و عشق اول من ميمونه

وقتي ديدمش اينقدري عوض شده بود كه باورم نميشد اين ادم همون ادمه

چاق شده بود

لباساش زشت بود

ريشاش از هميشه بلند تر بود

و نگاهش

نگاهش اتيشم زد

غمگين بود

انگار ميخواست بگه هنوز عاشقمه ولي نبود

مهمم نيست

مهم منم و احساسات من

اون ديگه رفته

حالا كسي تو زندگيشه،باورم نميشه اينارو من دارم مينويسم بدون حتي ذره اي مكث

اين ادم منه ساده ي عاشقو برا هميشه كشت

و خودشو براي هميشه ازم گرفت

اما ديگه مهم نيست

هروقت دلم براش تنگ شه خوابشو ميبينم

هروقت بي تاب بشم بوش يادم مياد

هروقت حالم از هميشه بدتره ياده بغلش ميوفتم

ميلاده من رفته و اين ميلادي كه روي زمينه عشق من نيست

من عاشق ميلاده خودم بودم

و اون مرده

منم مردم

منم باهاش مردم

عزيز ترينم

يادت نره

يادت نره تو عشق يكي هستي حتي اگه وجود نداشته باشي

تو ٥سال از خاطراته مني قلبه من

تو ٧سال از زندگيمي

مگه ميشه يادم بره؟

تو ديگه حالا فقط توي ذهن و قلبه مني

و من خيلي وقته باور كردم كه تو بعد فيزيكي نداري

دوستت دارم عزيزه من

دوستت دارم

+ نوشته شده در دهم مهر ۱۴۰۳ساعت 12:31&nbsp توسط FelaminGo |

برچسب: نویسنده: نیکان امینی تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 16:45

صفحه بندی