به اينكه چقدر به نبودنت عادت كردم و چقدر حرف زدن باهات برام سخت و غيره معموله
به كادويي كه برات فرستادم
كتابه "تنها عشق حقيقت دارد" و سه ظرفه سفالي كه خودم برات ساختمشون
به عنوان عيدي برات با پيك فرستادم
با اينكه ميدونستم خوشحالت نميكنه
با اينكه خودم رو هم خوشحال نكرد
اما انگار شبيه يك وظيفه بود،حالا خلاص شدم ازش و شايد حسه بهتري دارم
به اين فكر ميكنم كه چقدر دوري از تو منو پرورش داد
بهم رفتن رو ياد داد،خداحافظي رو،از دست دادنو
بهم ياد داد تنهايي از پسه مشكلاتم بر بيام و اينقدر وابسته به كسي نباشم
فقط يه چيز خيلي عذاب دهندست نرگس
اينكه ديگه هيچكس اندازه ي تو قادر نيست به من نزديك بشه حتي خودت،از اين بابت مطمئنم
و اي كاش نبودم
و اي كاش تو هنوز وجود داشتي
و اي كاش همزمان با اينكه وجوده جسماني داري براي من نمرده بودي
نرگسه عزيزم
تا ابديت توي قلبم حفره اي باقيه كه جايه توعه
جايه خاليه تو..
برچسب:
نویسنده: نیکان امینی