خرید بک لینک

درباره سایت

71 •

امکانات وب

صبح ها گاهي براي صبحانه ميريم كافه لميز توي فرمانيه

حسه خوبي ميگيرم از اونجا

اونروز كه مثله هميشه دمه پنجره نشسته بوديم ديدم اسمه كوچه اي كه روبروشه "نرگــسِ"

ازم پرسيد زل زدي به چي؟

گفتم نوشته نرگس..

گفت درست ميشه

گفتم نه نميخوام درست شه فقط دلم تنگ ميشه

همين.

برچسب: نویسنده: نیکان امینی تاريخ: شنبه 17 فروردين 1398 ساعت: 8:46

صفحه بندی