خرید بک لینک

درباره سایت

71 •

امکانات وب

شايد بشه اسمش رو گذاشت احساساته جديد

هنوز نه علاقه است نه دوست داشتن

فقط تقريبا يه روز درميون ميبينمش و روزهايي كه شلوغيم دلتنگه هم ميشيم

دارم باهاش حرف ميزنم و بي پروا ميگه چقدر دلم واست تنگ شد فردا قبل از كلاست بيا پيشم

نمي دونم اين احساسات چقدر حقيقت دارن،نميدونم اصلا دوسم داره يا نه فقط كاش اگر قراره بعدا با مروره خاطراتش ب.گا برم همين الان حذف بشه از زندگيم

هر چقدر زمان ميگذره،هربار كه ميبينمش احساس ميكنم خيلي از معيارهاي منو داره خيلي هاش رو هم نه

بهش گفتم بايد ٨ماه بگذره،بايد بريم مشاوره،بايد با عقل پيش بريم چون من ديگه آدمي نيستم كه تو لحظه زندگي كنم

دلم ميخواد تا جايي كه ممكنه اصلا رابطه اي شروع نشه ولي اگه شد با عقل شروع شه اينبار،آدم يه راهو دوبار اشتباه نميره

بهش گفتم نه من نه تو آدمه رابطه ي كوتاه مدت نيستيم،جوني هم نمونده برامون كه مايه بذاريم

گفتم ميترسم،نگرانم،نمي تونم اينقدر زود شروعش كنم

ميگه يك ساله كه ميشناسيم همو واقعا زود نيست،ميگنم من هيچي ازت نميدونم

ميگه باشه تا هروقت بخواي زمان ميديم.

برچسب: نویسنده: نیکان امینی تاريخ: چهارشنبه 10 بهمن 1397 ساعت: 7:52

صفحه بندی