خرید بک لینک

درباره سایت

71 •

امکانات وب

به خودم گفتم برم سفالگلري و با مكرومه تلفيقش كنم

بعد ديدم نه حوصله ندارم،راهش هم دوره

مصاحبه ي روزه اول رو نتونستم برم اما راستش مهم هم نبود

تو پروسه ي يه داستاني قرار شد بريم و هفته ي اول رو بگذرونيم تا ببينيم صاحب كارگاه از ما و كارمون راضي هست يا نه،كارو خودمون دوست داريم يا نه و خلاصه ارزيابي باشه براي هردو طرف

روزه اولي كه رفتم اوجا كاملا از فضا و صاحبش خوشم اومد

آسما(صاحب كارگاه)يه دختره ريزه ميزه ي نازِ كه ٣٢سالشه،از ١٨سالگي تنها زندگي كرده و چون پر حرف و چاپلوس نيست كاملا به دلت ميشينه شايد براي سادگيشه

خوش پوشه و كارش رو كاملا بلده،شبيه مديراي نچسب نيست و كاملا ازش خوشت مياد شايد براي شغل قبليشِ كه مدير فروش بوده و بايد همه رو جذب ميكرده

بهش گفتم دكور كارگاه رو تغيير بديم؟از انعطافش خوشم اومد

همون شب يه سري تغيرات داديم و حالا كارگاه قراره زيباتر هم بشه

برچسب: نویسنده: نیکان امینی تاريخ: چهارشنبه 10 بهمن 1397 ساعت: 7:52

صفحه بندی