بعد ديدم نه حوصله ندارم،راهش هم دوره
مصاحبه ي روزه اول رو نتونستم برم اما راستش مهم هم نبود
تو پروسه ي يه داستاني قرار شد بريم و هفته ي اول رو بگذرونيم تا ببينيم صاحب كارگاه از ما و كارمون راضي هست يا نه،كارو خودمون دوست داريم يا نه و خلاصه ارزيابي باشه براي هردو طرف
روزه اولي كه رفتم اوجا كاملا از فضا و صاحبش خوشم اومد
آسما(صاحب كارگاه)يه دختره ريزه ميزه ي نازِ كه ٣٢سالشه،از ١٨سالگي تنها زندگي كرده و چون پر حرف و چاپلوس نيست كاملا به دلت ميشينه شايد براي سادگيشه
خوش پوشه و كارش رو كاملا بلده،شبيه مديراي نچسب نيست و كاملا ازش خوشت مياد شايد براي شغل قبليشِ كه مدير فروش بوده و بايد همه رو جذب ميكرده
بهش گفتم دكور كارگاه رو تغيير بديم؟از انعطافش خوشم اومد
همون شب يه سري تغيرات داديم و حالا كارگاه قراره زيباتر هم بشه
برچسب:
نویسنده: نیکان امینی