بيا توي هم حل شيم ولي خودمون باشيم
بيا جدا باشيم ولي شبها از دلتنگي بميريم
بيا شبيه هيچ قصه ي گفته شده اي نباشيم
بيا بهم قوله تا ابد بودنو نديم
بيا كادوهامونو بسوزونيم
بيا عكسه يادگاري نگيريم
بيا توي خرابه ها قرار بذاريم
بيا روي صندلي هاي پوسيده همو ببوسيم
بيا بعد از بوسه خدافظي كنيم
بيا پنهاني عاشقِ هم شيم
بيا تا آخره دنيا به هم نرسيم
بيا همو حول بديم و بعد دسته همو بگيريم
بيا اولين تصور هم باشيم وقتي چشمهامونو بهم فشار ميديم
بيا ماه ها بي خبر از هم باشيم
بيا بسوزيم توي اين دوري
بيا باهم مست كنيم و سيگار بكشيم
بيا تو مستي اعتراف كنيم همو دوست داريم
بيا فرداش همه چيزو فراموش كنيم
بيا حالمون بد باشه ولي بهم دلداري نديم
بيا حرفه همو بفهميم اما چيزي نگيم
بيا روي هم حساب نكنيم
بيا با هم باشيم
بيا توي خلسه زندگي كنيم
بيا تنها رازه زندگيه هم باشيم
بيا دزدكي همو نگاه كنيم
بيا سراغه همو نگيريم
بيا زجر بكشيم و لذت ببريم
بيا خسته شيم از هم ولي تشنه باشيم
بيا هم باشيم هم نباشيم..
برچسب:
نویسنده: نیکان امینی