گوشيه مامان دستمون ميچرخيد
شارژش خراب شده بود،ميگفتن مشكل از آداپتورِشه
اوجه حرفمون بود يهو گوشي خاموش شد
هرچي شارژرو چپ و راست كردم شارژ نكرد
قيچي آوردم و سيم رو از قسمته آداپتور بريدم،دو قسمتش كردم و زدم به پيريز
با خوشحالي و دله خوش شارژرو زدم به گوشي
و بوم..دود بلند شد و گوشي سوخت:))
از اون روز به بعد گوشيه محبوبمو پيدا كردم
گوشي دكمه ايه قديميه بابا،نقره اي بود..دارمش هنوز.
برچسب:
نویسنده: نیکان امینی