خرید بک لینک

درباره سایت

71 •

امکانات وب

دو روزِ از مشهد اومدم،عالمه گفته بود وخدي برگرديم از قبل بدتره حالمون،وخدي تو راهه فرودگاه بوديم گفدم گوره باباشون بيا ديگه برنگرديم

سوار كه شديم من كنارِ درب خروج اضطراري بودم روش كشيده بود چجوري درو باز كنم،چند بار خواستم انجامش بدم بازش كنم و بپرم اما نشد٠

خستم،خسته تر از قبل..كله شق تر از قبل..بي رمغ تر از قبل..نا اميد تر..بدبخت تر...

باز W،باز قرصايه جور واجور،باز فكراي مختلف،پريدن از پشت بوم،رگ زدن،فرار كردن

•ديدي دلم وا نشد؟از آخرين باري كه كرفته بود...

همه چيز درهم تر از قبل،بي رنگ تر و نكبت تر از قبل

حالا ميفهمم سعيد وخدي از تنهايي مطلق و احساسش ميگفت منظورش چي بود

وخدي ميگف حس ميكنم هيچكسو ندارم و من ميگفتم من پشمم اين وسط؟اونم ميگف تو كه ماهي تو كه رفيقي عشقي

حالا ميفهمم كسي رو نداشتن معنيش اين نيس كه كسي دورت نباشه معنيش اينه اوني كه بايد باشه نيس اوني كه هميشه بوده و حالا نيس

اما به قوله سعيد زمان همه چيو درست ميكنه 

ميدوني از اين جمله ها متنفرم؟چيزي كه بخواد با زمان حل بشه كاش تر آخره عمر حل نشده باقي بمونه

خواب ميديدم دارم چادرمو پرت ميكنم تو دريا جيغ ميزدم و گريه ميكردم،بابا اون دور وايساده بود..نگام ميكرد 

فحش ميدادم جيغ ميكشيدم،بهش ميگفدم كه از خودش و فكراش متنفرم بهش ميگفدم كه چقدر خستم كه چقد بي كس و بدبختم..اونم فقط نگاه ميكرد،گوش ميداد و نگام ميكرد...كاري كه آرزو داشتم يه بار تو زندگيش انجام بده

•واست تو صندق زرد نامه انداخت برگرد...وگرنه اين آبي و گرد چه بي تو چه با تو ميگرده تا ابد..

بايد برم،شده تنها،بدونِ پول،بي خبر..بين رفتن و مردن بايد يكيو انتخاب كنم،گرچه من الانم خيلي وخده كه مردم

اون خادمه حرم حرفه قشنگي زد بهم گفت خوشبخت كسيه كه به دنيا نيمده باشه يا اگر به دنيا اومد زودتر از دنيا بره 

كاش وخدي داشت ميرفت باهاش حرف زده بودم كاش بهش گفده بودم كاش نميزاشتم بره

وخدي واسه بابا تعريف كردم گف اين كافر بوده ميخواستم بهش بگم خفه شو مزخرف نگو فقط گفدم من با همه ي وجودم حرفشو قبول دارم

برچسب: نویسنده: نیکان امینی تاريخ: جمعه 20 بهمن 1396 ساعت: 5:39

صفحه بندی